تنها ...

تنها در بی چراغی شبها می رفتم

دست هايم از ياد مشعل ها تهی شده بود

همه ستاره هايم به تاريکی رفته بود

مشت من ساقه خشک تپش ها را می فشرد

لحظه ام از طنين  ريزش پيوندها پر بود

تنها می رفتم ، می شنوی ؟ ....

تنها ...

ومن می رفتم ، می رفتم تا در پايان خود فرو افتم

ناگهان ، تو از بيراهه لحظه ها

ميان دو تاريکی به من پيوستی

صدای نفس هايم با طرح دوزخی اندامت ، در اميخت

همه تپش هايم از ان تو باد !!!

چهره به شب پيوسته !

همه تپش هايم ...

/ 68 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
pegah&shahrzad

سلام : واقعا از لطفت ممنونيم که هميشه به ما سر می زنی خيلی قالبت توپ شده ....و اما شعرت... در بعضی اوقات تنهايی بهترين چيزه موجوده البته اميدوارم هيچ وقت تنها نباشی ولی در بعضی مواقع لازمه و در ضمن در اسرع وقت حتما لينک شما رو در وبلاگمون قرار ميديم با ارزوی بهترين ها برای شما

بابا وحيد عريان !!!

سلام .. فکر کنم که بار اولی که ميام اينجا .. خوشحالم که باهات آشنا شدم .. قالبتم قشنگه .. شعرتم زيبا بود .. دوست داشتی بيا اونورا..

shirin&farhad

سلام.....چه جالب اين دفعه منم راجع به تنهايی نوشتم.....

کمند

بابا نامرد عاشقت شدم .. کار من از متر و طول و ارتفاع و قطر و عرض گذشته ۰۰ (گفتی قطرش چقدر بود ))) بعدشم به اين مملی بگو مگه عکس کيو گذاشتم واااااااااا.. اينم بهونه ميخواد واسه قهريدن .. بهش بگو حر ف حرف کمنده .. مش غلوم حسين .. مخارج عملت با من . آوردنت کويت هم با من .. ولی جون من يه سؤال ؟ تو خوشکلی ؟ .. يعنی می ارزه من خرجت کنم ننه .. حالا عکست رو بفرست تا يه فکری به حالت کنيم .. ببيناگر دختر از آب در اومدی مجبورم من عمل کنم .. اونم چه عملی ..عربی عربی ..

صهبا

سلام خکستر جان اين جا هم تنهايی؟!!...باز هم منتظر خواهم ماند***باز هم چشم بدر خواهم دوخت***تا بيايد آنکه من را باز ميخواند زمن***باز هم منتظر خواهم ماند...آپديت شد.

از طرف شایا

هميشه سلام... وبلاگ رهاتر از پرنده(شایای عزیز)در سپيده اي ديگر به خورشيد اقتدا كرد... مهربوناي هميشه خوب وبلاگ رهاتر از پرنده.. به روز شد.... چش براه مهربونياتون: از طرف شايا

محمد حامد (کشکول جوانی )

سلام ننه . خوبی . دلم واست تنگ شده . اومدم باز تو وبلاگت . ننه اخه کی مياد اسم وبلاگ خودش را توی ليست دوستاش بزنه . درسته که بی سوادی و تا کلاس سوم نهضت بيشتر درس نخوندی ولی دليل نمی شه که آبروی من دانشجو را ببری که . اسم وبلاگ خودت را پاک کن . راستی اسم وبلاگت هم اضافه شد . ولی به خدا منظورم اين نيست که تو هم لينکم را اضافه کنی . اصلا . فقط از وبلاگت خوشم اومده . هر چی باشه ننمی ديگه .آپ نکردم . ولی اگه بهم سر بزنی شرمنده ام کردی .بای

محیا

سلام دوست نازنینم...هرچی از تنهایی گفتیم،تنهاییمون بیشتر شد.پس چه بهتر که شاد باشیم و خودمون رو به بی خیالی بزنیم...آپدیت کردم و با اجازه بهت لینک دادم..داشت یادم میرفت،انتخاب آهنگت فوق العاده بود.جدید گذاشتی؟یا من قبلا نمی شنیدم؟

جلال رئوفي

سلامي بر سرير رمضان و بلنداي فطر.../////.... اين رمضان بودكه گذشت....... يا كه همه اين دل وجانم تو بگو...... اين مه بركت به دلان بود كه گذشت ..... يا همه الطاف درانم تو بگو ....... جام مي اي بود به جان كه بگذشت ..... يا كه همه مهر جهانم تو بگو...... مهر تو بنشسته به رويم چه خوشم .... مست سرانجام توهستم توبگو ..... اين همه اخلاص و وفا بود كه نشست ..... اتش آن خرمن جان گشتم تو بگو...... عيد آمدوآن ماه گران رفت .... صدحيف رمضان رفت وصد شكر به عيدم تو بگو....../// ..... عيدتان مبارك با آرزوي قبولي طاعات وعباداتان .....يا حق

*مادر خانمی*

سلام.............خواستم جوابتو بنويسم ديدم ملقب به نخود اش هم شديم.............گفتيم پايين تر براتون چند خطی بنويسيم.........من نه حسودم نه بخيل....هيچ رابطه ای رو هم تو وبلاگی بهم نزدم......فقط چون کمند نوشته بود که يک کم نمک.............منم جوابشو دادم .بعد هم شما جواب دادين...........وگرنه من مگه تا قبلش پيشتون اومده بودم؟؟ ببخشين.......حوصله تيکه بازی ها و لوس بازی های بعضی به ظاهر عاقل هارو ندارم.............مخلص شما هم هستيم.........ببخشين سرتونو درد اوردم....... دوست نداشتم کامنتای اپديتت به يک مسير ديگه ای کشيده بشه........اين بود که اينجا نوشتم خودت بخونی.............نخود اش هم نيستم.........!!!!!!!!!!!! چشمک..................اد باشين