خلاء ...

هميشه فکر می کردم خلاء جای خيلی دوريه ...

                                                           ولی نيست !؟

خلاء يعنی ...

                     يه صندلی خالی کنار من

                     يه شــــاخ گـل پژمــــــرده 

                     يه ادم فـــراموش شــــده

                    انتـــظار از پشـــت پـنـجره

                                          دلـم تــنگ شــده ...

                 khala.jpg

 

/ 14 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
mehrnoosh

سلام خوبی؟؟ خيلی قشنگ بود خوشحال ميشم پيش منم بيای يا حق

سراب عشق

سلام.ببخشيد گلاب به روتون ولی من تموم اين مدت خيال ميکردم خلا يعنی دستشوئی... ميبينی ترو خدا .خوشبخت شدم و شدی از آشنائی همديگر

سراب عشق

مي دونم كه يك نفر هست زير اين گنبد سنگي . كه مياد رو آسمونم مي كشه يه قوس رنگي.. اون كه از تبار دريا ، اون كه از نسل ستاره س. وقتي باشه هر دقيقه يه تولد دوباره س اون كه آينه ي اتاقم از حضورش بي نصيبه . توي اينه من نشستم اما من با من غريبه . فرصتي نمونده اي عشق ! اين صدا صداي مرگه آخرين فصل جوانه ، فصل جون دادن برگه . از تو قصه ها طلوع كن تا غروب من بميره . زير ((خاكستر ))سردم ، شعله ي تو جون بگيره . يكي بايد اينجا باشه كه من رو بدزده از من . با من از خودم خودي تر ، بين تن باشه و پيرهن . يكي بايد اين جا باشد كه شب رو كم كنه از روز . روز تازه يي بياره جاي اين روز غزلسوز . يكي بايد اينجا باشه ، اوني كه مثل كسي نيست . وقت سر دادن آواز مثل اون همنفسي نيست. فرصتي نمونده اي عشق ! اين صدا صداي مرگه. آخرين فصل جوانه ، فصل جون دادن برگه . از تو قصه ها طلوع كن تا غروب من بميره . زير خاكستر سردم ، شعله ي تو جون بگيره.

سراب عشق

منظومه بلند عشق **** من زخم دلت بودم ، پوياي دلم گشتي.. مرهم به دلت بستم ، غوغاي دلم گشتي.. باران دلت بودم ، در كوه تنت پنهان.. چون چشمه جوشان ، صحراي دلم گشتي.. آنگه كه زدم پنجه ، برتار دلت اي دوست .. موسيقي جانبخش ، روياي دلم گشتي.. از شيشه بنا كردند ، بنيان دل تنگت .. چون قصر بلورين ، دنياي دلم گشتي.. چون شمع شدي سوزان ، برجان و دلم تابان.. تا روشنك بزم ، شب هاي دلم گشتي.. صورتگر نوپاي ، احوال رخت بودم.. چون نقش چليپاي ، ديباي دلم گشتي.. در مجمع دلداران ، مختار و رها بودم.. چون سلسله مهري ، بر پاي دلم گشتي.. آزاد و رها بودم ، در بند شدم اينك.. شادم كه در اين محبس، ياراي دلم گشتي.. مشتاق دلم بودي ، من باغ دلت گشتم.. در كشتي بحر عشق ، سكان دلم گشتي... از هر نفست روحي ، از كالبدم خيزد.. انفاس مسيحاي ، ايمان دلم گشتي.. اسرار دل و جان چون شعر از نگهت ريزد.. شيوايي هر شعر ، ديوان دلم گشتي.. از نرمي و حسن و لطف، چون شاخ گلي بودي.. تك شاخ گل سرخ ، گلدان دلم گشتي..

الهه

سلام ... وبلاگ زیبایی دارید ولی اولین متنت از اخر خیلی جالب بود(آرزو می کنم ... آرزو می کنم کاش دستانم توان آن را داشت تا غباری را که از رفتنت بر چهره ام نشسته پاک کنم ، ولی نه .... پشيمان می شوم ! زيرا با خود می انديشم ، اين آخرين و تنها يادگاريت را از دست خواهم داد ... !!! )

shahrzad

سلام: خيلی قشنگ بود لذت بردم گويا دير به دير می يای نه؟

shahrzad

من هم به روزم به همراه جديدترين آهنگها و يک داستان واقعی در هر هفته اسم من میلاد هست و موقعی ای که این ماجرا برای من پیش اومد من 18 سال داشتم(5سال پیش)اگر این تعاریف رو به پای خودستایی من نزارید؛باید بگم که از همون دوران بچگی خداوند زیبایی خاصی رو بمن عطا کرده بود.تا دوران قبل از بلوغ که همه پسرای محله دنبالم بودم!!بعد هم که کمی مو بصورتم اومد و صدام کلفت شد دخترها... .وضع مالی پدرم هم خیلی خوب بود و خانواده ما یکی از سرشناس ترین آدم ها در یزد بودن...

sara

وای چه وب زيبايی به منم سر بزن