افسون ! ...

من سکوت می کنم و فقط چشمانم را بيدار نگه می دارم ...

تا با نگاهم ريباترين کلمات هستی را بيافرينم ...

نگاه کن ، چشمان من کيميای توست ...

ان کيميايی که وجودت را برايم طلا کرده ...

بنگر ، سکوت من ، فرياديست که تو همواره ان را

از اعماق دو تيله شيشه ای چشمانم ، به وضوح می شنوی

و خود را به نشنيدن می زنی !!!

بيش از اين فرار مکن !

نگاه چشمان من راه فرار را به روی هر که به ان خيره شود ، می بندد !

تو پيش از انکه بگريزی ، افسون شده ای !!

من سکوت می کنم ، تا که تا به ابد ،

هيچکس راز اين افسون را کشف نکند !!!

 

/ 126 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بابا عظیمی

سلام خاکستری عزيز..بابت امروز يک دنيا تشکر عزيز دلم....منتظر خبرهای خوبت هستم .....ميلاد امام هشتم بر شما مبارک

رنگین کمون

سلام عزيز من لينکتون کردم......آپ هم کردم با يه دنيا دلتنگی...............يا حق

maryam

سلام... بالاخره هيچ کس هم نفهمه...اون که می فهمه...هر چه هم سکوتت عمق داشته باشه مهم نيست... شناگر اين دريا خيلی ماهره...

ساقي

سلام داداشی... نميدونم توی اين فرصت کم چی بنويسم... آخه زودی بايد برم... فقط اومدم اينجا بنويسم که من شايد نتونم آپديت کنم... چون ديگه زياد نميتونم بيام توی نت... منو يادت نره ها! من که هيچ وقت داداش مهربونی مثل تو رو فراموش نميکنم... راستی هنوز که نرفتی؟! اگه رفتی............... هيچی. برام آفلاين بذار هر وقت تونستی... . اگرم شد پيشم بيا... من هميشه منتظرم...... . اميدوارم هر جا هستی موفق و شاد و خندون باشی... هر وقتم دلت گرفت بيا موهای منو بکش... قول ميدم به مامان چيزی نگم! ( چشمک) ... فعلا... يا شايدم برای يه مدت خيلی طولانی خداحافظ.

مرید حق

ای بابا همه دارن ميرن ...خاکستری ديگه چرا ميخواد بره ؟ بابايی فعلا خدا حافظ .... من به حساب خودم اومدم شيرنی بخرم بابا الان کتکه رو می خورم ...بابا زنگ زدن به موبايلم ... من رفتم ..يا حق خوش باشيد بازم بمن سر بزن کامنت برات گذاشتم ..يا حق ..

بابا عظیمی

سلام خاکستری مهربون ..بابا قربونت برم حالا که اون حرف را بمن زدی اقلا يه اپديت مشت مشت بکن ..باور کن چند دقيقه هست اينجام و زورکی صفحه کامنت هات باز شد.....خيلی دوستت دارم منتظرم خبرهای خوبی بهم بدی..دوباره برميگردم

shamila

سلام خاکستری عزيزم من آپ کردم و چشم براهتم .

ساقي

سلام داداشی... کاش نميرفتييييييييييييييييييي.

sara

در اتاقي كه به اندازه يك تنهايي ست دل من كه به اندازه يك عشق ست به بهانه هاي ساده خوشبختي خود مي نگرد به زوال زيباي گل در گلدان به نهالي كه تو در باغچه خانه مان كاشته اي به آواز قناري ها كه به اندازه يك پنجره مي خوانند منتظرم ، منتظر براي يک روز ديگه ، که بياي کنار قلبم بشيني، اما تنهام نزاري، منتظرم سلام دوتس عزيزم..مرسيکه سرزدی..پاينده باشی